تبليغاتX
برای گرفتن کد لوگو کلیک کنید←√√√جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم√حمایت از مهندس موسوی و اثبات حقانیت او و آنچه خلاف واقعیت است مرداد1388  جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی تیرماه 1388 تندیس نفرت




تندیس نفرتبازگشت
در شهری بزرگ و بی پایان در بین مردمی که از روی یک برنامه ی روزانه زندگی می کردند پسری زندگی زن و مردی زندگی می کردند مرد هر روز صبح از خونه بیرون میرفت و زن با ابراز عشق اون رو بدرقه می کرد این برنامه سالها ادامه داشت تا این که این که یک روز سرد زمستانی مرد به خونه اومد اما همسرشو ندید فکر کرد خوب رفته بیرون برای خرید و به زودی برمی گرده ساعتها پشت سر هم میگذشتند مرد احساس بدی پیدا کرده بود کم کم از حالت طبیعی خارج میشد اشک در چشماش جمع شده بود افکار پلید و شوم بود که ذهن پاک مرد رو فرا گرفته بودند یعنی زن رفته و دریایی عشق این دو خشک شده ؟ یعنی اون همه عشق به پایان رسیده نه هرگز زن همچین کاری با مرد نمی کرد مرد به سرعت از خونه بیرون رفت و شروع بع گشتن کوچه های بی پایان و سرد شهر کرد هرجا رو که فکر می کرد ممکنه عشقش اونجا باشه گشت دیگه داشت واقعا" خسته میشد با خودش گفت شاید زن به خونه برگشته باشه به سرعت به خونه برگشت به خونه که رسید دید زن نیست دیگه داشت دیوانه میشد ناگهان چشمش به نامه ی افتاد دستاش میلرزید با ترس نامه رو برداشت خط زنش بود نامه تنها یک خط بود مرد با خوندن نامه فریادی زد و از حال رفت در نامه نوشته شده بود که من خسته شدم از زندگی تکراری برای همیشه ترکت میکنم خدانگهدار مرد بهوش اومد نامه رو پاره پاره کرد باورش نمی شد حالا باید چیکار می کرد از خونه خارج شد شروع به راه رفتن کرد اون همینطور راه رفت تا متوجه شد از شهر خارج شده چقدر جالب مرد نمی دونست که شهر پایانی داره همینطور به راه رفتن ادامه داد از کوهی بالا رفت پشت کوه دریاچه ی رو دید روی قله ی کوه ایستاد شروع کرد با عشقش حرف زدن فریاد زد فریادی که حتی فرشته ها شنیدن و برای اینکه ببینند صدا از کجا میاد کنجکاو شدن حتی ابلیس هم اومد تا ببینه چه خبره مرد فریاد میزد حتی صدای فریاد مرد به شهر هم میرسید حتی شهر زیر کوه بود و صدای مرد میپیچید و و در سیاهی شب که همه ساکت بودن صدای مرد به همه جا می رسید مرد فریاد زد گوش کن ای عشق من عیبی نداره عزیزم ساکت شد بقض اجازه ی ادامه رو نمیداد اما ادامه داد عیبی نداره من میرم تا تو راحت باشی تا دیگه روزها برات تکراری نباشه عیبی نداره عزیزم من میرم تا غمگین نباشی عیبی نداره فقط قلبمو میشه پس بدی ؟ آرزوی کرد مرد ای کاش قلبت برای من جا داشت آخه من این قلبو باید چیکار کنم؟ مرد فریاد زد خدا گوش کن اینو که گفت یاد خدا افتاد خدا؟ سالها بود اونرو فراموش کرده بود حالا یاد اون افتاده بود خدا ببین اشکام داره میریزه خوبه نه؟ حالا مساوی شدیم؟ مرد میخواست خودشو پرت کنه پایین فرشته ها همه ناراحت بودن هزاران فرشته داشتن مرد رو تماشا میکردن صدها موجود شیطانی این لحظه ها رو می دیدند اما دهها انسان بیشتر توجه نکردند عده ای شون هم وظیفه ی بر عهده داشتن اومده بودن تا وقتی مرد به پایین پرید جسدشو ببرند مرد به شهر سیاه و بی پایان نگاهی کرد و به پایین پرید اون به زندگیش پایان داد در یک شب سرد زمستان. اما هرگز جسدش پیدا نشد خبر خودکشی مرد در شهری که یک سریال بی پایان رو ادامه میداد پخش شد و تقریبا" برای مردم جالب بود فردای اون روز بود در یک شب سرد زمستانی دیگر ده ها مرد به روی کوه رفتن و فریادهای مرد رو تکرار می کردند و همه با هم به پایین پریدن این کار ادامه پیدا کرد به طوری که در شهر مردها خیلی کم شده بودند شهر بی پایان حالا ساکت شده بود دیسکوهای بزرگ خلوت شده بودند لکاته های که روز به روز بر تعدادشون افزوده می شد حالا از کار افتاده بودند شهر بزرگ حالا کوچک شده بود شهر کثیف شده بود تمام شهر بوی لجن میداد گوشه و کنار شهر می شد جنازه های رو دید که جسدشون متلاشی شده بود شهر دیگه برای روح پاک لکاته ها مناسب نبود لکاته ها روح پاکی دارند غیر ممکنه بتونند اینجا زندگی کنند لکاته ها شروع به ترک شهر کرده بودند هر کدوم به شهری دیگری میرفتند شهر بی پایان حالا تقریبا" خالی از سکنه شده بود مرد تونسته بود انتقامشو از شهر بگیره اون شهر رو نفرین کرده بود و آرزوی نابودی شهر رو کرده بود و حالا به آرزوش رسیده بود روح مرد در جهنم شاد بود.



ادامه مطلب
لینک ثابت| دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 12:8  توسط سعید | 
وبلاگ من
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
طراح قالب
    در باره وبلاگ 
سلام نوشتن را دوباره آغاز می کنم به بهانه ی روزی که آرزو دارم روز آزادی سرزمینم باشه روزی که آروز دارم کشورم عزیز بشه. روز 18 تیر تنها به خاطر این روز عزیز می نویسم.
زنده باد ایران زنده باد مصدق زنده باد خاتمی زنده باد موسوی زنده باد کروبی.(رای سبز من اسم سیاه تو نبود).
×××××××××××××××××××××××××××
آن خس وخاشاک تویی
پست ترازخاک تویی
شور منم نور منم
عاشق رنجور منم
زور تویی کور تویی
هاله ی بی نور تویی
دلیر بی باک منم
مالک این خاک منم
سایه خفاش تویی
مردک کلاش تویی
قصه ی ضحاک تویی
زنده به بیداد تویی
خشم منم خروش البرز منم
سبز منم زنده به سوگند منم
دروغ اين خاک تويي
قاتل و سفاک تويي
جنبش دوران منم
رفته به ميدان منم
مفسد في الارض تويي
غاصب بي مغز تويي
حامي ايران منم
خسته ي زندان منم
هيتلر بد نام تويي
کوره ي دوران تويي
مظهر ملي منم
در پي ليلي منم
شبيه ضحاک تويي
به دوش خود مار تويي
آرش بي باک منم
کمان به افلاک منم
××××××××××
امام خمینی(ره):اینجانب چون خودم را موظف به اظهارنظر می‌دانم به آقایانی كه نظر خواسته‌اند از آن جمله جناب حجه الاسلام مهدوی و بعضی آقایان دیگر عرض كردم آقای مهندس موسوی را شخص متدین و متعهد است و در وضع بسیار پیچیده كشور، دولت ایشان را موفق می‌دانم.
سبز یعنی یک نشان افتخار
سبز يعني کهنه عشق ماندگار
سبز يعني انتهاي فصل سرد
سبز يعني سيدي از اهل درد
سبز يعني يک جهان مظلوميت
سبز يعني صبر بر محروميت
سبز يعني يک رسانه، يک پيام
سبز يعني سيدي والامقام
سبز يعني يک نماد زندگي
صلح و ايمان، عدل و دين، آزادگي
سبز يعني مهرورزي بر همه
سبز يعني راه پاک فاطمه
سبز يعني اعتقاداتي قوي
سبز يعني ميرحسين موسوي
سبز يعني رهنوردي پرتوان
سبز يعني ملتي، پير و جوان
سبز يعني سبزي خضراي دوست
سبز يعني موسوي را دار دوست
سبز يعني عشق آن پير خمين
سبز يعني راه مولامان حسين
سبز يعني انحلال خشم و کين
بازگشتي سبز بر آيين و دين
سبز يعني ماجراجويي تمام
بازگشتن بر ره سبز امام
سبز يعني سادگي، فرزانگي
هشت سال ِ جنگ و خون ، مردانگي
سبز يعني استواريِّ امام
در دفاع از موسوي و والسّلام
سبز يعني مرد فرهنگ و هنر
از سرانگشتش بود صدها اثر
سبز يعني مرد ايمان و عمل
سبز يعني نه دروغ و نه دغل
سبز يعني دوربرگردان بس است
حرف بس باشد چو در خانه کس است
سبز يعني بر زمستان والسلام
بر بهارنو به آزادي سلام
طالب سبزم، نه ارکان ريا
بهر حفظ موسوي مهدي بيا

نویسندگان
امکانات


اين سایت را 
صفحه خانگي خود كنید !   تماس با مدیر سایت !   اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !   لینک RSS
  آرشیو موضوعی 
آرشیو
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
  پیوندهای روزانه 
راه سبز
   لینک دوستان 
سبز
  وب سایت خاتمی
  درد و دل های پاییزی
  سعیدبیکس::قالب ساز
  لوگوی دوستان 
طراح حرفه ای قالب های وبلاگ

جستجو
جستجو در وبلاگ
Googleجستجو در گوگل
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

:طراح قالب:
تندیس نفرت