|
لعنتی چیه چرا اینطوری منو نگاه میکنی چی میخوای از جونم لعنتی، آسمان تو شهر من تنها دو یا سه تا ستاره رونشان میده اما یک چیزی تو آسمونه که داره منو میکشه این ماه لعنتی همیشه هست همیشه اون بالاست و منو با تعجب نگاه میکنه لعنتی این همه آدم چرا فقط به من گیر دادی ولم کن دیگه تو چی میخوای من برام چی مونده که تو میخوای از من بگیری؟ بگو بهت میدم اما دست از سرم بردار ببینم تو جهنمم می خوای دنبالم بیایی؟ نمیدونم چطوری تو اومدی تو اتاقم سایه ی وحشتناکتو از روی تختم بردار لعنتی میخوام بخوابم لعنتی من نه احساسی دارم نه روحی برو به جهنم تا بیام اونجا منتظرم باش.لعنتی ماه هم رفت الان دیگه تنهای تنها شدم دیگه کسی نیست بالای سرم همیشه آرزوی تنهای میکردم حالا تنهام چیکار کنم بخوابم نه خواب نه حال کابوسو اصلا" دیگه ندارم وای برم فضا نوردی خیلی وقته نرفتم مواد لازم رو با یک تماس تلفنی حاضر کردم و ... های چه فازیه غم دنیا رو از یاد بردم تو عالم دیگه ی هستم عالمی که غمی توش ندارم آدمای دورم هستن که به هم عشق میورزن اینجا هیچ کس به فکر پیچوندن نیست اینجا کسی نیست به فکر دزدی نیست چیزی بنام شهوت اینجا معنی نداره و تنها تخلیه ی انرژیه که اینجا معنی داره تو عالمیم که خنده و شادی توش گناه نیست مردمی رو میبینم که تو خیابان همدیگرو میبوسن بدون نگرانی مردم اینجا مثل زمان به دنیا اومدنشون هستن روحشون پاکه تخلیه ی انرژی رو گناه نمی دونند عجب شهر خفنیه اینجا پسراش نه مثل پسرای ایرون تو کف دخترن نه دختراش مثل دخترای کشورهای دیگه تو کف پسر اینجا دختر و پسر با هم فرقی نداره اینجا عشق بی مرزه به نظرم این عشقه آره این عشق واقعیه چون مردمش به خاطر شهوت تنها با هم نیستن عشقو با شهوت قاطی نمیکنن مثل جامعه ی ما نیستن که شهوتو عشق بدونن و بعد از زمانی خسته میشن از عشقشون و عشق تازه ی وای داره سوختم تموم میشه داره تصاویر محو میشه وای چه حسی حس کردم از ارتفاعی خیلی بلند سقوط کردم بدنم داغه داغه لعنتی قوطی قرصا خالی شده وای الان ساعت 4 صبحه از کجا میشه ساقی پیدا کرد وای خدا چی میبینم حرومزاده باز تو آسمونه چیه داری میخندی باز یک آن حس کردم دمای بدنم 100 درجه کم شد ماه به من نزدیک میشه وای خدا نکنه اومده با من دعوا کنه که چرا بهش فحش دادم ماه خیلی نزدیک شدش صدای شنیدم که منو مارس کرد خشک شدم خفن، صدای وحشتناکی بود میگفت خوشم اومد که فهمیدی چه زندگی مزخرفی دارین منم برای که کم نیارم گفتم هرچی باشه از زندگی تو بهتره جواب داد یک چیزی گفت که خجالت کشیدم گفت فکر نمی کردم اینقدر بدبخت باشی جوابی نداری بدی فقط کل کل میکنی ارزششو نداری و از من دور شد دور و دور تر طوری که دیگه نمی تونستم ببینمش از خودم خجالت کشیدم راست میگفت من که ادعام میشه چی من چی هستم یک پسری که زندگیش شده ... . آخه اینا ارزش دارن اصلا" چی تو این دنیا ارزش داره؟ ارزش اینه که یکی رو پیدا کنم و بخوام تنها با اون باشم ارزش اینه؟ ارزش اینه که بچه مثبت بشم و تا آخر عمر ذکر خدا رو بگم و منتظر ظهور یک نفر باشم؟ ارزش شایدم خانم بازیه !!! آخه لعنتی کجا رفتی بیا بهم بگو تو این سیاره ی لعنتی چی ارزش داره که من اون بشم شدم یک دیونه ی روانی تنها زمانی آروم میگیرم که حالم طبیعی نباشه یا با دوستام باشم . آخه چی می گی چیکار کنیم؟ هر کاری بکنیم که یک روز ما رو میکنن زیر خاک قبلا" خدا رو قبول داشتم نماز میخوندم اما الان به عدلش شک کردم چیکار کنم آخه چیکار باید کرد تو این دنیا خوش به حال صادق هدایت چطوری خودشو راحت کرد کاش میتونستم منم چی میشه یک بار که میرم فضا راحمو گم کنم و دیگه به زمین بر نگردم اون وقت میفهمم چیکار کردم اگه خدا راست باشه که دهنم سرویسه اگرم نه که بازم دهنم سرویسه البته این همه مخلوقات دهنشون سرویس میشه خوب یکیشم من چه تفاوتی داره جالبه شد خودمو با بقیه یک طور حساب کردم نه عزیز بقیه شاید خدا ببخششون اما الانش خدا یک ویلایی چند هزارمتری تو آشغال ترین نقطه ی جهنم برام حاضر کرده با تمام امکاناتش که حتی ابلیسم دلش بسوزه بابا بی خیال اونجا حداقل فقط یک شکل عذابه دیگه هزار جور بدبختی ندارم، برام اصلا" مهم نیست وای چه فازی میده وقتی غرق دود میشی اونقدر میکشی که چشمامت بسته میشه و دیگه هیچی متوجه نمیشم. کاش این غرق دود شدنها پایان درد بود و بعد از پایان خماری دردهام چند برابر نشن جدا" چرا آفریده شدیم اینا که میگن خدا آینده رو میدونه خوب چرا ما باید زجر هم تو این دنیا بکشیم و هم تو اون دنیا هیچ وقت نخواستم خودمو حقیر کنم اما بعضی وقتها اونقدر فشار روی آدم میاد که مجبور میشی که هیچ وقت نخواستم وقت خودمو با یک دختر بگذرونم هیچ وقت نخواستم واقعا" عاشق بشم هیچ وقت اما بعضی وقتها دست خودت نیست انگار یک جریان تو رو وارد یک مسیر رودخانه میکنه و تو تنها ادامه میدی اما وای بهزاد همیشه میگه دست به زن ندیم و نگیم دوستش داریم منم همیشه این یادمه رابطه با جنس مخالف باعث میشه عقب بیفتی از همه چی از خماری از دردات و باعث میشه غمهاتو از یاد ببری و تنها خوشی ببینی و انتظار بکشی تا ... و بعدش یا قبلش یک ضربه میخوری و تمام میشه رابطه و باز غمهان که تو رو تنها نمیگذارن. خوب زندگی که ما داریم همینه چیز دیگه ی هست؟ عاقبت من چی میشه؟ خسرو شکیبایی گفت جای من در زندگی خالی نیست اما جای من خالیه اصلا" خودم میخوام خالی باشه میگن هر کاری که میکنی باید نتیجه شو به عهده بگیری خوب خلقت ما اگر کار خدا بوده چرا خوشو کنار کشیده؟ فکر کنم میدونه چی خلق کرده !!!
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12:8 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو طراح قالب |
سلام نوشتن را دوباره آغاز می کنم به بهانه ی روزی که آرزو دارم روز آزادی سرزمینم باشه روزی که آروز دارم کشورم عزیز بشه. روز 18 تیر تنها به خاطر این روز عزیز می نویسم.
زنده باد ایران زنده باد مصدق زنده باد خاتمی زنده باد موسوی زنده باد کروبی.(رای سبز من اسم سیاه تو نبود). ××××××××××××××××××××××××××× آن خس وخاشاک تویی پست ترازخاک تویی شور منم نور منم عاشق رنجور منم زور تویی کور تویی هاله ی بی نور تویی دلیر بی باک منم مالک این خاک منم سایه خفاش تویی مردک کلاش تویی قصه ی ضحاک تویی زنده به بیداد تویی خشم منم خروش البرز منم سبز منم زنده به سوگند منم دروغ اين خاک تويي قاتل و سفاک تويي جنبش دوران منم رفته به ميدان منم مفسد في الارض تويي غاصب بي مغز تويي حامي ايران منم خسته ي زندان منم هيتلر بد نام تويي کوره ي دوران تويي مظهر ملي منم در پي ليلي منم شبيه ضحاک تويي به دوش خود مار تويي آرش بي باک منم کمان به افلاک منم ×××××××××× امام خمینی(ره):اینجانب چون خودم را موظف به اظهارنظر میدانم به آقایانی كه نظر خواستهاند از آن جمله جناب حجه الاسلام مهدوی و بعضی آقایان دیگر عرض كردم آقای مهندس موسوی را شخص متدین و متعهد است و در وضع بسیار پیچیده كشور، دولت ایشان را موفق میدانم. سبز یعنی یک نشان افتخار سبز يعني کهنه عشق ماندگار سبز يعني انتهاي فصل سرد سبز يعني سيدي از اهل درد سبز يعني يک جهان مظلوميت سبز يعني صبر بر محروميت سبز يعني يک رسانه، يک پيام سبز يعني سيدي والامقام سبز يعني يک نماد زندگي صلح و ايمان، عدل و دين، آزادگي سبز يعني مهرورزي بر همه سبز يعني راه پاک فاطمه سبز يعني اعتقاداتي قوي سبز يعني ميرحسين موسوي سبز يعني رهنوردي پرتوان سبز يعني ملتي، پير و جوان سبز يعني سبزي خضراي دوست سبز يعني موسوي را دار دوست سبز يعني عشق آن پير خمين سبز يعني راه مولامان حسين سبز يعني انحلال خشم و کين بازگشتي سبز بر آيين و دين سبز يعني ماجراجويي تمام بازگشتن بر ره سبز امام سبز يعني سادگي، فرزانگي هشت سال ِ جنگ و خون ، مردانگي سبز يعني استواريِّ امام در دفاع از موسوي و والسّلام سبز يعني مرد فرهنگ و هنر از سرانگشتش بود صدها اثر سبز يعني مرد ايمان و عمل سبز يعني نه دروغ و نه دغل سبز يعني دوربرگردان بس است حرف بس باشد چو در خانه کس است سبز يعني بر زمستان والسلام بر بهارنو به آزادي سلام طالب سبزم، نه ارکان ريا بهر حفظ موسوي مهدي بيا |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
راه سبز |
|
سبز وب سایت خاتمی درد و دل های پاییزی سعیدبیکس::قالب ساز |
![]() |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
RSS
|