|
ببین آسمانو ستاره هارو میبینی دیدن ستاره ها غم و اندوه رو از دلت پاک میکنه همیشه همینطوره گاهی زیباییشون، گاهی هم ناگهان تمام ناراحتی ها و مشکلاتتو یک جا جلوی چشمات میارن و باعث میشن گریه کنی همین اشک باعث میشه تا آروم بشی گاهی هم ستاره ها تو رو به بالا میکشن تا آروم بشی، تو فضا قوانینی وجود نداره تو فضا لازم نیست سرت پایین باشه تو فضا غمی به دلت راه پیدا نمیکنه همه چی شاده. اما بعد از مدتی به زمین برمیگردی گاهی آرامشی موقتی داری اما گاهی بدتر از قبل میشی، آه داره باران میاد، باید زیر این باران زیبا قدم بزنی ریزش باران هم میتونه غمهاتو پاک کنه باران بسیار شدیده پس میتونه دغدغه هامو پاک کنه قطرات باران به تندی به من و زمین میخورند هوا بسیار تمیزه، میشه نفس کشید ریختن قطرات باران روی چمنهای پارک بسیار لذت بخشه تمام لباسهام خیس شدن این باران لذتی داره، تو باران فاز میده تنها قدم بزنی و اشعار سیاوش قمیشی رو بخونی معمولا" وقتی باران میاد من تا متوقف شدنش تنهایی راه میرم بدون چتر تمام دنیا توی باران از من دور میشن اما افسوس باران هم بند میاد باران هم موقتی است و منو تنها میگذاره دوباره آفتاب سوزان از زیر ابر ظاهر میشه دوباره زمین گرم میشه دوباره انسانها زیاد میشن توی خیابان دوباره زندگی پوچ آغاز میشه زمانی که هوا آفتابیه و یا شبها تو آسمان ستاره ی دیده نمیشه دلم میگیره به اتاقم پناه میارم تنها یک چیز میتونه آرومم کنه بهم اعتماد به نفس تزریق میکنه مجبورم میکنه زندگی رو ادامه بدم زمانی که تنهایی تنها هستم توی این دنیا اون بهم میگه دنیا چقدر پوچه اون بهم میگه اصلا" چیز با ارزشی وجود نداره اون بهم میگه چشم انتظار یک چیز باید باشی تو دنیا، اون هم مرگه جز اون هیچ چیز ارزش نداره. اون به من آموزش میده تا به همه چیز بگم نه ،اون به من یاد داده مثل یک تندیس باشم تندیسی از نفرت اون به من یاد میده حرفامو برای خودم نگه دارم اون به من یاد داد مثل دیگران نباشم اون به من یاد داد مثل هموطنانم نباشم اون به من یاد داد عاشق سرزمین 7 هزار ساله باشم که هر روز به مرگش نزدیک میشه هر روز که نفت خام کمتر میشه زمان مرگ سرزمین 7هزار ساله نزدیکتر میشه استادم به من گفته تنها عاشق سرزمینو خاکم باشم نه مردمی که هیچ ارزشی ندارند مردمی که تمامشون عضویت حزب باد رو دارند مردمی که بسیار ساده هستند مردمی که انگار نه انگار فرزند این سرزمین هستند آرزوی همه شده رفتن از این سرزمین، سرزمینی که تنها یک صاحب داره اونم کورش کبیره آقای خامنه ای اومده بود مشهد تمام شهر رو پر از پرچم کرده بودند که ای شهریار ملک ولایت خوش آمدی عوضی ها انگار یکم عقل تو سرشون نیست این سرزمین تنها یک شهریار تا آخر زمان داره اونم کورش کبیره نمیدونم کورش فرمان داده بود بدنش رو بدون مومیایی در خاک کنند تا تمام ایران پر بشه از تار و پودش اما انگار زمانی که اونو دفن کردن طوفانی عظیم در ایران اومده و .... ، استاد به من گفته از نسلی که آریایی نیست اون به من گفته از نسلی که تنها هدفشون از زندگی خوابیدن با جنس مخالفه و بعد از اون خوردن جگر و گوشت حیوانات اون به من گفته از اینها باید دوری کرد،راتسش به نظرم باید از ایران دوری کرد شاید دوری این سرزمین باعث بشه تا عشقم بهش بیشتر بشه نمیدونم چرا تا حالا هیچ چیز نبوده که واقعا" دوستش داشته باشم شاید به خاطر این که بین عشق و شهوت مرزی نگذاشتم عشق و شهوت هردو برام یک معنا دارند البته دوست داشتن فرق داره من چیزی رو که دوست داشته باشم حاضرم به راحتی جانم رو در راهش بدم، بارها شد که خواستم به چیزی دل بسته بشم تا از مشکلات فرار کنم تا یک امیدی در زندگی داشته باشم نشد خودم خرابش کردم میدونم چرا چون همیشه میخواستم و میخوام که تنها با یک مرد زندگی کنم از زندگی با یک زن خوشم نمیاد البته منظورم همجنس بازی نیست منظورم همخونه بودن با یک قاب عکسه قاب عکس یک مرد مردی که سرنوشتشو خودش نوشت مردی که دوست دارم مثل اون زندگی کنم به هیچ چیز وابسته نشم تنها زندگی کنم و تنها بمیرم،اینطوری همه چیز دارم دیگه نیازی به ستاره ها یا حتی باران زیبا هم ندارم از زندگی کاملا" لذت میبرم. چند نقاشی که استاد نویسنده های ایران صادق هدایت اونها رو ترسیم کرده.
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 0:21 توسط سعید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو طراح قالب |
سلام نوشتن را دوباره آغاز می کنم به بهانه ی روزی که آرزو دارم روز آزادی سرزمینم باشه روزی که آروز دارم کشورم عزیز بشه. روز 18 تیر تنها به خاطر این روز عزیز می نویسم.
زنده باد ایران زنده باد مصدق زنده باد خاتمی زنده باد موسوی زنده باد کروبی.(رای سبز من اسم سیاه تو نبود). ××××××××××××××××××××××××××× آن خس وخاشاک تویی پست ترازخاک تویی شور منم نور منم عاشق رنجور منم زور تویی کور تویی هاله ی بی نور تویی دلیر بی باک منم مالک این خاک منم سایه خفاش تویی مردک کلاش تویی قصه ی ضحاک تویی زنده به بیداد تویی خشم منم خروش البرز منم سبز منم زنده به سوگند منم دروغ اين خاک تويي قاتل و سفاک تويي جنبش دوران منم رفته به ميدان منم مفسد في الارض تويي غاصب بي مغز تويي حامي ايران منم خسته ي زندان منم هيتلر بد نام تويي کوره ي دوران تويي مظهر ملي منم در پي ليلي منم شبيه ضحاک تويي به دوش خود مار تويي آرش بي باک منم کمان به افلاک منم ×××××××××× امام خمینی(ره):اینجانب چون خودم را موظف به اظهارنظر میدانم به آقایانی كه نظر خواستهاند از آن جمله جناب حجه الاسلام مهدوی و بعضی آقایان دیگر عرض كردم آقای مهندس موسوی را شخص متدین و متعهد است و در وضع بسیار پیچیده كشور، دولت ایشان را موفق میدانم. سبز یعنی یک نشان افتخار سبز يعني کهنه عشق ماندگار سبز يعني انتهاي فصل سرد سبز يعني سيدي از اهل درد سبز يعني يک جهان مظلوميت سبز يعني صبر بر محروميت سبز يعني يک رسانه، يک پيام سبز يعني سيدي والامقام سبز يعني يک نماد زندگي صلح و ايمان، عدل و دين، آزادگي سبز يعني مهرورزي بر همه سبز يعني راه پاک فاطمه سبز يعني اعتقاداتي قوي سبز يعني ميرحسين موسوي سبز يعني رهنوردي پرتوان سبز يعني ملتي، پير و جوان سبز يعني سبزي خضراي دوست سبز يعني موسوي را دار دوست سبز يعني عشق آن پير خمين سبز يعني راه مولامان حسين سبز يعني انحلال خشم و کين بازگشتي سبز بر آيين و دين سبز يعني ماجراجويي تمام بازگشتن بر ره سبز امام سبز يعني سادگي، فرزانگي هشت سال ِ جنگ و خون ، مردانگي سبز يعني استواريِّ امام در دفاع از موسوي و والسّلام سبز يعني مرد فرهنگ و هنر از سرانگشتش بود صدها اثر سبز يعني مرد ايمان و عمل سبز يعني نه دروغ و نه دغل سبز يعني دوربرگردان بس است حرف بس باشد چو در خانه کس است سبز يعني بر زمستان والسلام بر بهارنو به آزادي سلام طالب سبزم، نه ارکان ريا بهر حفظ موسوي مهدي بيا |
|
شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
راه سبز |
|
سبز وب سایت خاتمی درد و دل های پاییزی سعیدبیکس::قالب ساز |
![]() |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
RSS
|